X
تبلیغات
رایتل
دلنوشت های ادواردی - پوست بیسکوییت - ادوارد دست قیچی



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


ادوارد دست قیچی

بعضی وقت‌ها آدم درمیان جمع باز هم تنهاست - اگر بقیه دوستش داشته باشند دیگر اسمش تنهایی نیست ، نوستالجیاست واندکی حالت مازوخیستی

فچ میکنم اسکیزو فرنی گرفتم.

دچار چند هویتی شدم.

نمیدونم مکسم یا ادوارد یا اسی ، باور کنید.

 

یچیز دیگه تا کامل خالی بشم:

قبلش بگم اصن توجهی به سیاست ندارم و برام پشیزی ارزش نداره.

چه چپ ، چه راست ، چه شاه ، چه بی بی (تو روح همشون).

ولی انگیزه ها و علاقه مندی های  سیاسی من برای پدرم به اندازه یک پوست بیسکوییت کف خیابون هم ارزش نداره.

پوست بیسکوییت چقدر ارزش داره؟

باز نشدش ، مثبت 100 تومان می‌ارزه چون محافظه خراب نشدن بیسکوییته.

باز شدش ، منفی 100 تومان یا بیشتر نمی‌ارزه چون تازه محیط زیست رو هم کثیف می کنه.

 

همین بود تمام.

 

کاروای-وانگ میگه: هویت های دوگانه یا چند گانه ، پوششی است برای روح انسان های رنج دیده.

 

دقت کنید چگونه هم سیاست برام پشبزی ارزش نداره و هم انگیزه سیاسی دارم.

مطالب این پست هم حقیقت داره و هم حقیقت نداره فقط جملاتی بود که ناخودآگاه تایپ می شد. 

 

 

 

 

 

ارادتمند:

ادوارد دست‌قیچی

 

کامنت دونی تایید نداره ها

+نوشته شده در یکشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1386ساعت02:52 ب.ظتوسط Edward Scissorhands | نظرات (4)

نظرات (4) نظرات (4)