X
تبلیغات
رایتل
نفسیجونیخودخودم - ادوارد دست قیچی



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


ادوارد دست قیچی

بعضی وقت‌ها آدم درمیان جمع باز هم تنهاست - اگر بقیه دوستش داشته باشند دیگر اسمش تنهایی نیست ، نوستالجیاست واندکی حالت مازوخیستی

 

مرسی که اینقده خوبی / وقتی باهامی خوب میشم / بچه میشم

 

 

ذیگه زود زود می آپم ٬ رفتم تو حال و هوای فانتزی و سورئال ٬ یعنی بودم ٬ تازه فهمیدم نمی تونم بیرون بیام / شما هم بیاید آرزوهاتونو فانتزی ابراز کنید ٬ کاری نداره یه عکس تو گوکل سرچ می کنی بعدش یه چیزی که یه هفتس تو گلوتون گیر کرده رو زیرش می نویسی ٬ خلاص ٬ به قول ماها خلاص(با فتحه خ و مد س / یجورایی مثه سین کشیدن های خسرو شکیبایی). / راستی پست قبلی رو یکم کاملش کردم.

 

ضمنا جدیدا تموم خواهری هامو یک به یک دعا کردم(خصوصا منظورین / و البته در فولدر های مجزا).

قلت - غلط - غلت هارو حال می کنید / هنوز آدم نشدم  / کی میدونه چندتا غلط داشت؟

 

 

 

ارادتمند: ادوارد دست‌قیچی

 

+نوشته شده در سه‌شنبه 29 آبان‌ماه سال 1386ساعت04:01 ب.ظتوسط Edward Scissorhands | نظرات (8)

نظرات (8) نظرات (8)