X
تبلیغات
رایتل
دلنوشت های ادواردی - آآآآی ریسایکل من وایسااااااااا - ادوارد دست قیچی



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


ادوارد دست قیچی

بعضی وقت‌ها آدم درمیان جمع باز هم تنهاست - اگر بقیه دوستش داشته باشند دیگر اسمش تنهایی نیست ، نوستالجیاست واندکی حالت مازوخیستی

 

امروز دارم دنبال چندتا از مجله هام میگردم

فکر می‌کنید کجا باشه؟

بنطر من فکر کنید تا این لحطه ممکنه به چه چیزهایی تبدیل شده باشه!!

 

بعد از پرس و جوی فراوان مطلع شدم، در قیاب من، به علت تشخیص کارشناسی مامان مهری در عدم داشتن بار علمی مجله ها، اونها رو به جای بهتری که میتونه کاربری بهتری برای خلق داشته باشه منتقل کردند. و اون جای بهتر، گاری جناب آقای نمکی بوده. (خیلی ممنون حاج خانم/خدا عمرت بده/چیز دیگه نداری ی ی ی ی ی ی)

میگم مامانی: آخه چرا این کار رو کردی؟

میگه: دیدم چیز دندون گیری توش نبود واسه همین دیدم بهتره نمکی ببرتشون

یکی نیست بگه ملاک دندون گیر بودن واسه هر شخصی تفاوت داره. آخه چطور میشه با ملاک شخصی، کار و فعالیت عمومی انجام داد؟. (حالا بزار نوبت منم میشه/فیلم هندی هات رو وقتی ریختم دور)

 

ارادتمند: ادوارد دست‌قیچی

+نوشته شده در شنبه 24 فروردین‌ماه سال 1387ساعت05:07 ب.ظتوسط Edward Scissorhands | نظرات (80)

نظرات (80) نظرات (80)