آباجی خانوم و افاضاتش
آباجی خانم:نمیدونم این همه گریه که داری میکنی واسه چیه ولی میدونم خیلی دلت پره وگوش دادن من به گریه هات آرومت میکنه پس گریه کن
الهام
وقتی که کشتی به خیال خود به کناره های جزیره رسیده بود . هنوز دستهای جزیره از آب بیرون بود و نفس می کشید...
ادوارد دست قیچی
آن لحضه چه آرامشی دارد وقتی زیباترین شی روی زمین را لمس می کنید.