X
تبلیغات
رایتل
آباجی خانوم۲-خوشامد گویی - ادوارد دست قیچی



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


ادوارد دست قیچی

بعضی وقت‌ها آدم درمیان جمع باز هم تنهاست - اگر بقیه دوستش داشته باشند دیگر اسمش تنهایی نیست ، نوستالجیاست واندکی حالت مازوخیستی

  

خوش آمدید

به به....سلام..... قربون قدمتون. خیلی خیلی صفا آوردین. به کلبه کوچولومون خوش آمدین.

چرا زحمت کشیدین؟ ادوارد و نونیم لیدی اصلاْ راضی به زحمت نبودن.

صفای قدمتون. بعله دیگه گفتیم یه چندتا خونه و محله بیایم اینورتر نزدیک هم باشیم. آخه خواهر بس که این راهها دوره و طاقتفرسا. بس که پشت چراغ قرمز میمونی و صدای بوق گوشتو میبره.

گفتیم یه کمی بیایم نزدیکتر توی یه محله خوش آب و هوا و باصفا . یه محله که اهالیش دلسوزن و غمخوار هم.

یه جایی که وقتی یه روز از خونت بیرون نمیای اقلکن بنا به رسم و رسومات میان دم در زنگ میزنن و حالی و احوالی میپرسن.

آره خواهر! من که آباجی خانوم باشم که بهم میگن خواهری دو تا آبجی دسته گل دارم. آبجی وسطیه الی جونمه. نه که اسمش الی باشه ها. نه. الهام خانوم.گل گلاب. گل سرسبد خونمون.بعض خواهر وسطیه شما نباشه خیلی خانمه و نجیب. بعله خواهر. محصله. نه بابا کلاس چندم چیه؟ بگو ترم چندم. ماشالا هزار ماشالا میخواد فوق لیسانس قبول بشه و بعدش به امید خدا خانوم دکتر بشه. الهی قربونت بره آباجی خانوم.

خوب از خواهر کوچیکه بگم. ببخشین تروخدا سرتونو درد میارما. اوا چرا نمیفرمایین شربت.  الان گرم میشه ها. تروخدا تعارف نکنین منم دارم زیاده گویی میکنم همینطوری.

بعله آبجی کوچیکه اسمش پاستیلیه. یعنی ازبس پاستیل دوست داره دیگه اهل بیت خودشونو راحت کردن و اینطوری صداش میکنن.  آ قربونش برم من. همین چند وقت پیشا همه عروسکاشو گذاشت برای ما که باهاش بازی کنیم.  میخواد عروس بشه ماشالا هزار ماشالا. آبجی ته تغاریه دیگه. میخواد بشه قشنگترین عروس دنیا. فداش بشم من. البته بعض آبجی کوچیکه شما نباشه ماشالا خیلی زبر و زرنگه. آقاشون هم خیلی محترمه خودش خدمت میرسه الباقی قضایا رو براتون تعریف میکنه.

الانم که مهمونی داداشی یکی یدونه و نونیم لیدیمون ایناس. این داداشی ما بعض اخوی گرام شما نباشه اند معرفت و صفات مردونه خدادادیه.  یه داداشی میگیم هزارتا داداشی از بغلش میاد بیرون. ولی تو خونه صداش میکنیم ادی. بعله دیگه مگه نمیدونی؟ همون ادواردمون اینا. آره. ازبس خواهر فیلم میبینه و با این چیزا چیه می سی دی بهش میگم سی دی وی میگن نمیدونم والله زبونم نمیچرخه بگم. از بس میشینه پای این چیزا عاشق هنرپیشه های فیلم میشه. هر فیلمی رو هم نمیپسنده ها. نه فکر کنی دور ازجون هرچی پسنده. نه. فقط از این فیلمهای هنری و ماوارا!!!! درست میگم؟ از این ماواراهای کانال چار و کانال پنج و فیلمهای تارانتولا!!!!! آره؟ برادران تارانتولاس چی چیه از اونا میبینه بعدش هی میاد واس ما تعریف میکنه تعریف میکنه. دیگه دیدیم نه بابا این داداشی لابلای حرفا و سخناش هی حرفای عشقی میزنه گفتیم بچه وقت زنشه. بهش گفتیم زن میستونی؟ با کلی خجالت جواب مثبت داد و دیگه رفتیم و واسش زن اوسوندیم.

زن نگو بگو جواهر -بگو خانوم .  ماشالا هزار ماشالا. قربونش برم. واسه خودش خانوم مهندسیه.

به هرحال صفای قدمتون. خیلی خوش اومدین. من برم با اجازتون با اونطرفی ها یه سلام علیکی بکنم یه حالی ازشون بپرسم. میام خدمتتون.

تروخدا از خودتون پذیرایی کنین. تروخدا بفرمایین.

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1386ساعت08:36 ق.ظتوسط آباجی خانوم و افاضاتش | نظرات (0)

نظرات (0) نظرات (0)