X
تبلیغات
رایتل
خدا رو شکر که سالمیم - ادوارد دست قیچی



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


ادوارد دست قیچی

بعضی وقت‌ها آدم درمیان جمع باز هم تنهاست - اگر بقیه دوستش داشته باشند دیگر اسمش تنهایی نیست ، نوستالجیاست واندکی حالت مازوخیستی

 

 

 

ک:

ادی خوب شد که رابطم با "م" بهم خورد ... مگه نه؟

آدم که متعاهل باشه همه جاش گیره.

فکرشو بکن اگه ازدواج کرده بودم حالا چی می شد.

ولی بهتر ... هوم؟ ... مگه نه؟

فقط خدا کنه تا اون حد آخرش نرم.

زود تر خلاص بشیم بریم پی کارو زندگیمون.

دیگه فلج و کر و کور نشیم.

اگه دیدم میخواد خیلی اوضام بی ریخت بشه خودم تمومش می کنم.

تا حالا هم اگه صبر کردم بخاطر بابا و مامانمه که دووم آوردم.

دلم نمیاد بیش از این زجرشون بدم.

خوب شد با "م" رابطم بهم خورد.

وگرنه حالا بدبخت بودم.

اگه بخواد خیلی سر بسرم بزاره خودم تمومش می کنم.

اگه صبر کردم واسه خاطر بابا مامانه.

و الا یه تیغ ژیلت مایشه.

 

ادی:

سکوت.

نه خدا نکنه.

نزن این حرفو.

 

حرف های یک دوست مبتلا به بیماری ام.اس.

 

 

 

ارادتمند: ادوارد دست‌قیچی

+نوشته شده در یکشنبه 22 مهر‌ماه سال 1386ساعت11:36 ب.ظتوسط Edward Scissorhands | نظرات (2)

نظرات (2) نظرات (2)